صائن الدين على بن تركه
132
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
ص 54 ، س 14 - 15 : آنجا مستقر ايالت يكى از ملوك طبيعت است : كبد محل يكى از قواى دوگانهء طبيعى به شمار مىرفت ( نگاه كنيد به تعليقات ص 49 ، س 16 ) . ص 54 ، س 18 : هر چه از دار العيار به سكهء قبول رسيد بدينجا روانه كردند و باقى را به طرف ولايت زير و آن شش بلوك است : غذاى جويده شده پس از ورود به معده ، در اثر فعل و انفعالات هاضمه به مادهاى به نام كيلوس تبديل مىشود كه بخشى از آن از راه ديوارهء معده و روده جذب مىشود و نهايتا از طريق وريد باب كبدى به كبد مىرسد تا هضم دوم در آنجا صورت گيرد ( نگاه كنيد به : قانون در طب ، ج 1 ، ص 40 - 43 ، 50 ) . ولايت ششگانهء زير كه صاين الدين به آن اشاره مىكند اعضاى دستگاه گوارش بعد از معده و جگر هستند به اضافهء اندامهايى كه بنا به علم طب قديم جزو اندامهاى قوهء طبيعى محسوب مىشدند : لوز المعده ، رودهها ، طحال ، كليهها ، مثانه ، بيضهها . ص 55 ، س 2 : در صوب شهرستان بزرگ و حوالى دار العيار ، درياچهاى هست : قابل انطباق با لوز المعده است كه بطور موازى با معده و در زير آن قرار گرفته و ساختمانى شبيه غدد بزاقى دارد . در روز حدود يك ليتر مايع ترشح مىكند كه در طول مجراى لوزالمعدى جريان مىيابد و قبل از تخليه شدن در داخل دوازدهه به مجراى كبدى ملحق مىشود ( نگاه كنيد به : فيزيولوژى پزشكى گايتون ، ج 3 ، ص 1769 ) . ص 55 ، س 3 - 4 : در طرف شمالى شهرستان بزرگ جايى است معظم . . . : رمز طحال يا كيسهء صفراست كه در سمت چپ كبد قرار دارد . « سياهان شداد غلاظ از نژاد طبيعت » رمز صفراى غير عادى است كه به عقيدهء ابن سينا غالبا در جگر به وجود مىآيد و سوختهء خون لطيف است كه اگر غلظت پيدا كند سياه رنگ مىشود . محتواى كيسهء صفرا در حالت عادى به رنگهاى ديگر است ( نگاه كنيد به : قانون در طب ، ج 1 ، ص 37 - 38 ) . « وقتى كه در دار العيار نقود كم شود ملك طبيعت ايشان را فرمان دهد كه به شغل خود قيام نمايند » : بنا به طب قديم ، از جمله منافع سوداى مترشحه در جگر كه به طحال مىرسد آن است كه هنگام خالى بودن معده از غذا ، سودا بر دهانهء معده مىريزد و با ترشى خود آن را تحريك كرده انسان را از گرسنگى با خبر مىكند و اشتها را برمىانگيزد ( منبع پيشين ، ص 38 - 39 ) ص 55 ، س 6 - 10 : در طرف غربى مملكت دو قلعه در حوالى كوهستان . . . : رمز كليههاست